شيخ ذبيح الله محلاتى

279

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

پس آن حضرت دست بجانب آسمان برداشت و عرض كرد بار پروردگارا تو مىدانى كه پيغمبر فرمان كرد مرا كه اگر بيست تن با تو همدست بشوند با اين قوم جهاد كن و اين فرمان تو است كه در قرآن كريم فرموده‌اى كه بيست تن مرد شكيبا بر دويست كس غلبه جويد و تو آگاهى اى خداى من كه بيست نفر براى من فراهم نشد اين وقت مقداد برخاست و عرض كرد يا امير المؤمنين بچه امر مىفرمائى به خدا قسم اگر امر كنى مرا هرآينه شمشير بكشم و جهاد بنمايم و تا جان دارم از نصرت شما دست باز ندارم و اگر مىفرمائى ساكت مىنشينم آن حضرت فرمود دست بازدار و ساكت بنشين و وصيت رسول خدا را از خاطر خود محو منما پس مقداد روي به آن جماعت كرد و فرمود قسم به آن‌كسىكه جان من در قبضهء قدرت او است اگر بدانم كه مىتوانستم ظلمى را از مولايم امير المؤمنين دفع و رفع بنمايم و دين خدا را قدرت داشتم كه نصرت بنمايم و آن را عزيز بدارم شمشير بدوش مىگرفتم و با شما جهاد مىكردم واى بر شما بر برادر رسول خدا و وصى سيد انبياء و خليفهء او را در امت و پدر دو فرزندانش و شوهر دخترش بانوى عصمت غارت برديد و حق او را غصب نموديد منتظر باشيد بلاهاى گوناگون را و مأيوس باشيد كه ديگر شما هدايت يابيد بر برادر رسول خدا حمله افكنديد پس پذيراى بلا باشيد و دچار زحمت و غلا را منتظر باشيد حقير چون احتجاج آن دوازده نفر را با ابي بكر و ساير وقايع سقيفه را در جلد اول ( الكلمة التامة ) بتفصيل ايراد كردم از اينجا عنان قلم را بازكشيدم . من قصيدة الغديرية و ما ابتلى فى دهره مسلم * به مثل ما به على ابتلى يوم الى المختار اوحى الاله * بلغ بما في حيدر انزلا فقام فى الخم خطيبا على * غير كلا و الناس ملاء الفلا من كنت مولاه فذا حيدر * مولاه قد قال رب العلى فابتدأ الشيخان قالا له * بخ‌بخ اصبحت مولى الملا